شورای موقت سوسياليست ها ی چپ ايران
تاريخ چاپ
۱۳۸۵ شهریور
هيأت هماهنگي شوراي موقت سوسياليست‌هاي چپ ايران
تاریخ روز

بيانيه‌ درباره‌ي تجاوز اسرائيل به فلسطين و لبنان و جنايات‌اش در آن كشورها

تجاوز گسترده‌ي اسرائيل به نوار غزه و لبنان بار ديگر توجه جهانيان را به كشمكش شصت ساله‌ي اسرائيل- فلسطين جلب نمود و خشم مردم صلح‌دوست و آزاديخواه جهان را نسبت به رژيم نژادگرا و اشغال‌گر اسرائيل و حامي آن آمريكا برانگيخت.
اين بار دولت اسرائيل به بهانه‌ي آزادكردن يك سرباز اسرائيلي، ابتدا به شيوه‌ي باندهاي تروريستيِ آدم‌ربا، نزديك به صد نفر از فلسطيني‌ها از جمله سه نماينده‌ي مجلس و ده وزير حكومت فلسطين را به‌گروگان گرفت و سپس عمليات تهاجمي زمين و هوايي را به‌غزه آغاز كرد و با نيروي توپخانه و جنگنده‌هاي اِف ۶۱ به‌كشتار مردم بي‌پناه فلسطين از زن و مرد و كودك، ويران كردن ساختمان‌ها، جاده‌ها، تأسيسات آب و برق و بمبارانِ محل‌هاي سكونت مردم، مدرسه، ساختمان وزارت كشور فلسطين و... دست زد. به‌دنبال اين عمليات و همراه با بسط اين تهاجم عليه مردم فلسطين، آن را تا جنگ عليه لبنان گسترش داد. كشتار مردم بيروت، ايجاد رعب و وحشت در ميان آنان، ويران كردن مناطق مسكوني، ساختمان‌هاي غيرنظامي، فرودگاه بيروت، پل‌ها، راه‌هاي ارتباطي و تأسيسات ساختاري آغاز اين تجاوز بود كه هم‌چنان با شدت و افسارگسيختگي خاصِ دولت صيهونيستي ادامه دارد.
با اين تهاجم مردم لبنان كه پس از ساليان درازِ زندگي در آتشِ تجاوز و تحريكات خارجي و جنگ داخلي، با آرزوي زندگي در صلح و آرامش، در تلاش استقرار شرايطي عادي در كشورشان بودند، بار ديگر به زندگي در جنگ و وحشت، رهاكردنِ خانه و موطن و آوارگي و فرار محكوم شدند. بنا بر گزارش خبرگزاري‌هاو نهادهاي بين‌المللي هم اكنون قريب يك ميليون نفر از مردم لبنان آواره و در حال فرارند.
تجاوزها و جنايت‌هاي اسرائيل و اين گونه فاجعه‌آميزي‌هاي آن پديدار تازه‌اي نيست. تاريخ شصت سال گذشته‌ي خاورميانه به كرات شاهد تهاجم‌ها و جنايت‌هاي رژيم صيهونيستي، در اين مقياس يا با ابعادي بزرگ‌تر يا كوچك‌تر، شاهد سياست جنگي، تروريسم دولتي، تجاوز آشكار به‌حقوق انساني و بي‌اعتناييِ آن به‌مفاد منشور ملل و اصول ابتدايي حقوق بين‌الملل بوده است.
دولت اسرائيل در تمامي اين دوران، جنايت‌هاي خود را به نام مقابله با «تروريسم فلسطيني‌ها» و «دفاع از خود» توجيه كرده است. در حالي كه: ـ۱ترور را در خاورميانه صيهونيست‌ها براي ايجاد اسرائيل آغاز كردند. عمليات تروريستي عليه مردم عادي و غير نظامي عرب، پيش از تأسيس اسرائيل در سال‌هاي ۰۳۹۱ و ۰۴ توسط صيهونيست‌هايي چون مناخيم بگين و اسحاق شمير (نخست وزيران بعدي) سازمان داده شد. صهيونيست‌هاي بنيانگذار اين رژيم در زمان اختلاف با بريتانيا حتي مأموران انگليسي و تأسيسات آن‌ها، از جمله مركز فرماندهي بريتانيا را در فلسطين هدف عمليت تروريستي خود قرار دادند.
۲ ـ پس از تأسيس دولت اسرائيل، تروريسم صيهونيست‌ها در شكل تروريسم دولتي، تجاوز و سركوب، اشغال سرزمين‌هاي همسايه، پاك‌سازي قومي و مذهبي ادامه يافت كه تازه‌ترين مورد آن تجاوز كنوني است.
۳ـ دولت اسرائيل از آغاز تشكيل تا كنون به رغم قطعنامه‌هاي متعدد سازمان ملل- از جمله قطعنامه‌ي ۴۹۱، مصوبه‌ي ۱۱ دسامبر ۸۴۹۱ مبني بر پذيرش حق تشكيل دولت مستقل فلسطين و حق بازگشت پناهندگان فلسطيني- كماكان مانع تحقق اين امر است.
پس از اشغال سرزمين‌هاي عربي در ژوئن ۷۶۹۱، شوراي امنيت در نوامبر ۷۶۹۱ طي قطعنامه‌ي ۲۴۲ تخليه‌ي سرزمين‌هاي اشغالي را از اسرائيل خواست. در پنجاه سال گذشته بيش از ۰۵۴ قطعنامه در مورد اسرائيل، در محكوم كردن سياست‌ها و تجاوزها يا در موظف كردن آن به‌انجام اقدامات معين، توسط سازمان ملل به‌تصويب رسيده است. اما اسرائيل بي‌اعتناء به اين قطعنامه‌ها به سياست‌هاي غاصبانه‌ي خود هم‌چنان ادامه داده است و آمريكا كه لشكركشي تاريخي به‌عراق را از جمله به‌بهانه‌ي عدم اجراي قطعنامه‌ي سازمان ملل توسط رژيم صدام انجام داد، حامي اصلي اسرائيل در ادامه‌ي اين سياست و در بي‌اعتنايي به‌قطعنامه‌هاي سازمان ملل بوده است.
۴ـ دولت اسرائيل به‌جاي اجراي قطعنامه‌ي سازمان ملل در مورد پذيرش حق تشكيل دولت فلسطين، بي‌اعتنايي به‌جامعه‌ي جهاني و حقوق بين‌المللي را با زبان خشونت همراه كرد و مقر ياسر عرفات رئيس تشكيلات حكومت خودگردان فلسطين را به مدت سه سال به بهانه عدم مبارزه قاطع او با تروريست‌ها!! محاصره كرد و مانع خارج شدن او از مقر خود گرديد.
۵ ـ جنگ ژوئن ۷۶۹۱ و اشغال اراضي كرانه‌ي غربي رود اردن، نوار غزه، بيت‌المقدس شرقي، بلندي‌هاي جولان در سوريه و صحراي سينايِ مصر و اجراي سياست شهرك سازي يهوديان در اين مناطق نيز به نام «دفاع از خود»!! انجام گرفت.
۶ـ فاجعه‌هاي فراموش نشدني صبرا و شَتيلا و ديرياسين و قتل و عام زن و مرد و پير و جوان و كودك، ويران كردن شهرها و روستاها و خانه‌هاي مردم بر سرشان، جلوگيري از عبور و مرور آن‌ها و از رفتن بر سر كار، مانع شدن از انتقال زخمي‌ها به‌بيمارستان و كشتار كودكان فلسطيني (بنا بر تحقيقات سازمان‌هاي بي‌طرف مدافع حقوق بشر تاكنون ۰۸۹ كودك فلسطيني به‌دست اسرائيل به‌قتل رسيده‌اند)... اين همه‌ نيز به‌نام «دفاع از خود» انجام گرفته است!!
۷ ـ دولت اسرائيل كه ساليان دراز ياسر عرفات و سازمان آزاديبخش فلسطين را عامل مقاومت مردم فلسطين و «عمليات تروريستي» مي‌خواند، در سال‌هاي ۰۷۹۱ و اوايل دهه‌ي ۰۸ به اميد تضعيف آن سازمان، به‌شكل‌گيري و تقويت سازمان حماس ياري رساند. پس از آن مدتي نيز در پي قتل ياسر عرفات بود. در سال‌هاي آخر حيات عرفات به‌بهانه‌هاي گوناگون مانع ادامه‌ي روند صلح شد. در دوران بيماري عرفات همه چيز را به«بعد از عرفات» موكول كرد. پس از عرفات و به‌دنبال رأي اكثريت مردم فلسطين به‌حماس نه تنها حاضر نشد اين رأي مردم و پيروزي حماس در انتخابات را بپذيرد، بلكه در برابر آن سياست بايكوت را در پيش گرفت و سپس با شانتاژ و تهديد و از جمله تهديد به‌ترور رهبران حماس، سرانجام با جنگ وحشيانه‌اي كه هنوز ادامه دارد، سياست درهم‌شكستن اين حكومت و به‌زانو درآوردن مردم فلسطين و هم‌زمان با آن كشتار مردم لبنان به‌اميد قلع و قمع حزب‌الله را در پيش گرفته است.
۸ ـ همه‌ي شواهد نشان مي‌دهد كه جنگ عليه فلسطين و لبنان به‌بهانه‌ي آزاد كردن سرباز اسرائيلي از مدت‌ها پيش از اسارت اين سرباز تدارك ديده شده و سازمان يافته است و هدف بلاواسطه‌ي آن پايان دادن به حكومت حماس و هدف دورتر آن خاتمه دادن به هر نوع حكومت فلسطيني و تشكيلات مستقل دولت فلسطين است تا براي اسرائيل مخاطب مذاكره وجود نداشته باشد و همان‌طور كه در سال‌هاي آخر حكومت شارون انجام گرفت، اسرائيل بتواند به‌طور يك جانبه همه چيز و منجمله حدود مرزهاي اسرائيل را تعيين كند. به‌عبارت ديگر، آن‌چه اسرائيل در پي آن نيست، صلح و مذاكره و توافق با فلسطين است. اين سياست را آريل شارون با صراحت كافي تحت عنوان «تعهد زدايي» طرح و اجراء كرد و وارثان او پي‌گيرانه آن را دنبال مي‌كنند.
۹ ـ اين جنگ همان گونه كه تجربه‌هاي سركوب و تجاوز و جنگ‌هاي پنجاه سال اخير نشان داده است، به هر چيزي مي‌تواند منجر شود مگر تسليم خلق فلسطين و پايان يافتن يا محدود شدن عمليات انتحاري جوانان خشمگينِ سرخورده و نا اميدي كه از سرزمين‌هاي اجدادي خود رانده شده‌اند يا در مناطق تحت اشغال زندگي مي‌كنند و شاهد ستم و تحقيرِ روزمره و پايان ناپذير اسرائيل و آمريكا و جنايت‌هاي وحشيانه‌ي آن‌ها هستند. اين جنگ و جنايت مقاومت مردم فلسطين را بي‌شك تشديد خواهد كرد. در عين حال نمي‌توان ناديده گرفت كه اين جنايات زمينه‌ساز گسترش موج نفرت و دشمني دنياي عرب و جهان اسلام نسبت به‌اسرائيل و آمريكا، زمينه‌ساز روي آوردن هزاران جوان سرخورده‌ي فلسطيني، عرب و مسلمان به‌عمليات انتحاري و پيوستن آنان به‌سازمان‌هايي چون القاعده شده و عاملي است در برانگيختن جنگ بين مذهب‌ها و فرهنگ‌ها.
۰۱ ـ تهاجم اسرائيل به‌فلسطين و لبنان، نقض خشن حقوق بشر و تجاوزي است افسارگسيخته به‌حقوق انساني. حمايت هر دولتي‌ از اسرائيل در اين جنگ و يا سكوت‌اش در قبال آن چيزي نيست جز شركت مستقيم در اين پايمال كردن حقوق بشر و نشان دهنده‌ي آن است كه براي چنين دولت‌هايي دمكراسي و حقوق بشر تنها در ارتباط با سياست‌ها و برنامه‌ها و منافع‌شان معنا مي‌يابد.
۱۱ ـ عملكرد اسرائيل همراه با سياست آمريكا در خاورميانه عامل اصلي گسترش تروريسم و عمليات انتحاري و تقويت و رشد بنيادگرايي اسلامي در منطقه است. پايان اين گونه عمليات و استقرار صلح و آرامش در منطقه بدون پايان يافتن سياست و كاركرد تاكنوني اسرائيل و آمريكا، بدون به‌رسميت شناختن حقوق مشروع و انسانيِ مردم فلسطين و تأمين مطالبات محقانه‌ي آن‌ها، بدون خارج شدن اسرائيل از مناطق اشغالي و پذيرش حق تشكيل دولت مستقل فلسطين ممكن نخواهد بود.
۲۱ ـ دولت صيهونيستي اسرائيل كه بيش از پنجاه سال است بابت جنايت نازي‌ها عليه يهوديان از جهان باج مي‌گيرد، خود همان سياست مجازات جمعي و نسل كشيِ نازي‌ها را وحشيانه عليه مردم فلسطين، لبنان و اعراب اعمال مي‌كند.
۳۱ـ با توجه به جنگ رواني دو هفته‌ي اخير و مطرح شدن مداوم نام ايران و سوريه به‌عنوان محركان حزب‌الله و حاميان حماس، احتمال اقدام جنون‌آميز حمله نظامي به اين دو كشور يا يكي از آن‌ها و در نتيجه به‌آتش كشيدن منطقه احتمالي بعيد نيست!
هيأت هماهنگي شوراي موقت سوسياليست‌هاي چپ ايران
23 ژوئيه 2006


برگشت به صفحه اول